مادر عاشق !!

خرید بک لینک
دکترها میگن مامان توی کما نیست ... میگن صرفا بیهوشه ...در صورتیکه دکتر مطمئنه صداها رو می شنوه هیچ رفلکسی به صدا نداره جز فشردن ضعیف و کم جون دست ... اونم برخی مواقع . گویا اون موج سینوسی هنوزم هست ... چشمهاش حالت خواب خرگوشی داره ... گاهی که دست رو فشار می ده و معلومه هوشیاره اگه ازش سوالی بپرسی با همون فشار دست آره یا نه رو نشون میده ... این چند روز هیچ صدایی از مامانم شنیده نشده بود .

دیشب برادر بزرگم اومد بیمارستان ... راهش ندادن ... زن داداشم گوشی رو گذاشت دم گوش مامان تا داداش باهاش حرف بزنه ... همچنان سکوت بود ... من و زن داداشم خیره به عکس العمل مامان بودیم ... تا صدا رو شنید ... شروع کرد به تکون خوردن ... تکون خوردن هاش ضعیف و همراه با لرزیدن شدید هست ... بعد با صدایی که به زحمت در می اومد ... گفت بله !

داداشم اونطرف گوشی زار می زد ... من و زن داداش اینطرف ...

مامانم عاشق برادر بزرگمه ... یه دوست داشتن عجیب و غریب که قابل وصف نیست ... و اون به صدای پاره ی تنش واکنش نشون داد ... و بعد از اون قطره ای از اشک ... از گوشه ی چشمش لرزید و سُر خورد پایین .

و دوباره کاملا بدون عکس العمل شد !

* بعد نوشت : اون کسی که عامل تموم مشکلات عدیده ی من توی محیط کارم بود ... دیروز تسویه حساب کرد و رفت !! یعنی مجبورش کردند به رفتن ... این یعنی پایان تمام مشکلات سخت کاری که از سه ماه پیش روی من سنگینی می کرد . ولی خوبی و قشنگی این خبر گُم شد پشت غم بی نهایت بیماری مامان ... و من ! فقط یک خدارو شکر گفتم و دیگه حتی بهش فکر هم نکردم !!

تنهاترین تنها...

ما را در سایت تنهاترین تنها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: sogol بازدید: 230 تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1391 ساعت: 8:29

صفحه بندی