پست 13 : زندگانی

خرید بک لینک

خیلی چیزها رو میبینم ولی حتی دیگه دوست ندارم دربارشون خیالبافی کنم. چرا کنم . وقتی که قرار نیست به من تعلق داشته باشه وقتی که مال من نیست و نبوده و شاید دیگه نبینمش. گاهی حس میکنم فقط این چشما نقش دوربین عکاسی رو بازی میکنه. که اتفاقاتو میبینه که آدم ها رو میبینه و گاهی بی تفاوت از دوست داشتن هاشون میگذره. از تعریف ها تمجید ها هم خوشم نمیاد. این رو فهمیدم که آدم هایی که روی زبونشون کلامی میاد با آدم هایی که توی دلشون هزار تا چیز میگذره متفاوتن. آدما یاد گرفتن برای داشتن روابطی شاید به ظاهر آروم و سالم زبون نرمی داشته باشن اما به راحتی از کنار اطرافیانشون بگذرن. و به اونا بهایی ندن. شاید برای حفظ داشته هاشونه. که این داشته ها به اونا قدرت میده. اما من اینطوری نیستم. من آدمای اطرافم رو الک میکنم. اگه از صافی نگذرن رهاشون میکنم و میرم. نگه داشتن فقط بارم رو سنگین میکنه. چون حس میکنم به اونایی که دارمشون مسئولیت دارم. به بیست سالگی برگشتم . به روزایی که خنده هام طعم پاکی داشت. و به تنهایی که سکوت بود و تماشای اطرافم.آره بیست سالگیه من اینطوری بود برخلاف اونایی که الان دارم میبینمشون. دنیا بد نشده. فقط بزرگتر از درک من شده. و ناشناخته ها آدم رو میترسونن.

ناشناخته ها .. گاهی آدم خودش به دست و پای خودش زنجیر میبنده و گاهی هم اطرافیان این کارو میکنن. من از رهایی نمیترسم . نه اینکه نترسم اما دلم میخواد توی مه غرق بشم دلم میخواد دستام از ترس سرد بشه دلم میخواد تنهایی رو به معنای واقعیش مزه کنم اما در کنارش خودمو بسازم. ولی شرایط اینجوری نیست. شاید به ظاهر موافق باشن اما زنجیر رو میبینم. توی این روزا خیلی سخت پشتوانه ی آدم میشن. و بیشتر از پشتوانه بودن اسیری رو میشه دید. رفتن به منزله ی خراب کردن پلای پشت سر نیست اما سخته چون قرار به سازندگیه و ساخته شدن نیاز به قدرت داره. و زمانی میشه فهمید که چقدر قدرت داری که توی شرایط دستو پا بزنی. ببینی اهل جلو رفتنی یا پا پس کشیدن.

ولی خب در هر صورت گاهی شرایط اصلا وجود نداره مهم ساختن شرایطه. اینکه شاید خدا میخواد تورو از خودت مطمئن کنه.

باید شرایط رو بسازم.............

تنهاترین تنها...

ما را در سایت تنهاترین تنها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: sogol بازدید: 205 تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1391 ساعت: 0:22

صفحه بندی