اومدن ماهواره هامونو واسه باره۳۵۶۷۴۹۰رم ببرن!روی لباس یکی از مامورا اسمشو نوشته بود فرشاد ع. آقا مامانم تا چشمش به اسم این یارو افتاد شروع کرد:آقا فرشاد ترو خدا نبر ببین فرشاد جان من یه پیر زنم ماهواره نباشه میمیرم فرشاد
عزیزم نبر دیگه فرشاد بزار من برات یه توضیحی بدم اسم پسر منم فرشاده چه تفاهمی.
یارو هم بدون توجه ماواره ی مارو کند و همینجوری که داشت میرفت مامانم یهو خودشو انداخت وسط راهرو و با بغض گفت فرشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد!!خیلی پستی!!
من و خواهرم![]()
![]()
همسایه ها=))
مادر جوگیره داریم؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکی از بستگان تعریف میکرد::::
یه روز خوب و آفتابی که شب قبلش ابگوشت مشت نوش جان کرده بودم سوار ماشین شدم به سوی کار!درحال رانندگی با صدای بلند و سرعت بالا داشتم از جو لذت میبردم که از قضا یهو یه باده مزاحم سر و کلش تو روده پیدا شد گفتم الان که جز من کسی تو این ماشین کسی نیست بزار بزنم از شرش راحت شم چشمتون روز بد نبینه عجب چیز خفنی شده بود جون شما پنجره بالا تو حال خودم بودم که یهوصدای اژیر ماشین پلیس!!!
من:ا
پلیس:بزن کنار
زدم کنار پلیس اومد کنارم گفت شیشرو بده پایین
من:اا
پلیس:گفتم بزن پایین
خلاصه از اون اصرار از من انکار....تا اینکه اصلحه رو در اورد منم گفتم باشه خودت خواستی پلیس جون
چشمتون روز بد نبینه!!!به محض پایین اومدن شیشه و خردن نسیم ملس تو صورتش پلیس کپ کرد...
من:اا
پلیس:بزن بالا اقا بزن بالا برو که گندت بزنن نره خر![]()
![]()
تنهاترین تنها...
ما را در سایت تنهاترین تنها دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: sogol
بازدید: 254